تبليغاتX
بوی ناب آدم

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 
 

 

 
 

 
       

 
 

               

 
 
  آرشيو مطالب

هفته سوم فروردین 1391

هفته چهارم دی 1390

هفته چهارم مهر 1390

هفته سوم مرداد 1390

هفته دوم مرداد 1390

هفته اوّل مرداد 1390

هفته چهارم تیر 1390

هفته سوم تیر 1390

تیر 1390

فروردین 1390

ادمه ی آرشیو ماهانه

 
  لینک دوستان

 

قالب وبلاگ

استخاره

دانشگاه آزاد اسلامی واحد پزشکی تهران

آرشیو برنامه های صدا و سیما(موسسه سروش رسانه)

اوقات شرعی ایران و سایر نقاط جهان

جنبش سبز علوی

آپلود رایگان موزیک

علیرضا تاجریان(تاعمل نکنیم رعد و برقی نداریم تا نباریم سیل جاری نمی سازیم)

بچه های قلم

مرصاد

آپلود عکس

کنگاور شهر تمدن و تدین

وب نامه دكتر آراسب دباغ مقدم

کلاغ پرس

IRAN SETUP

پرنیان یک رویا

بانک صوت و فیلم مذهبی

آپلود فایل

نسیم ایرونی

قالب بلاگفا


نويسندگان
بنز , خوردورهای پلیس ایرانی از ابتدا تا به امروز , سير تحول خودروهاي پليس راهنمايي و رانندگي , پژو و زانتيا , تفاوت زمین خوردن دخترا وپسرا ,

 


  درباره وبلاگ



آدمهای ساده را دوست دارم همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند.همانهایی که برای همه کس لبخند دارند,همانهایی که بوی ناب آدم میدهند...
mnf_info@yahoo.com

 
  مطالب پیشین

اینجا ایرانه یعنی؟؟؟

طنز نوشته های 91

طنز:

خوردورهای پلیس ایرانی از ابتدا تا به امروز

ویروس پَ ن پَ به اینجاهم رسید

نمناکترین پنجره...

ماه رمضان...

سلام به همهءمعلم های زندگی...

طنز!

روانشناسی میوه ها!

مسافر...

انتظار...

زیر گنبد کبود...

خدای من

دلسوخته از کار جهانم یارب!

 
  تبلیغات


تبلیغات



  آمار بازديد

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin

 


  اینجا ایرانه یعنی؟؟؟
 

 

فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت 6 با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون حلیم بخوره , پارک بره,ورزش هم کنه,
بعد ساعت 9 برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه!

***

فقط یه ایرانی میتونه کند بودن رشد موهاشو بندازه گردن دست سنگین ارایشگر!

***
فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن
چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟!
اونوقت شب عروسی ؛ رسماً هیچی نمی پوشن

***
فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه!

***
فقط تو ایران مدارسو 5شنبه ها تعطیل میکنن ولی به جاش بقیه هفته رو براش کلاس جبرانی در نظر میگیرن باپولهای آنچنانی !!!

***
تعمیرات مدل ایرانی‌:
۱-درشو باز کردن و فوت کردن. ۲-کامل باز کردن و دوباره بستن
۳-محکم زدن(مثل به پشت کنترل تلویزیون).

***
فقط آسمون ایران میتونه : کمی ! تا قسمتی! نیمه ابری! همراه با بارش پراکنده!در برخی از نقاط باشه. . . ( آخر ادبیاته این جمله)! :

***
فقط در تهران که مردم شمال شهردر سال 2011میلادی و مردم جنوب شهر در سال 70 هجری قمری زندگی میکنن!

***
تنها ایرانیان که وقتی میخوان از خیابون رد شن به جا اینکه به چراغ عابر نگاه کنند
به ماشینا نگاه میکنن که کی خلوت میشه سریع رد شن!

***
اگه ورزشی به نام "سگ دو" وجود داشت ما ایرانیا حتما توش می تونستیم یه خودی نشون بدیم... !!!

***
فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ ,نوشابه رو با آبگوشت, سبزی رو با کوکوسبزی,
و کالباس رو با نون سنگک بخوره!

***
فقط یه ایرانی میتونه بره قشم لباس بیاره تو خونه بفروشه و بگه اینارو از دبی و ترکیه اوردم!

***
فقط یه ایرانی میتونه جلوی خودپرداز بانک با دیدن جمله لطفا منتظر بمانید استرس رو
با بیشترین فشار تحمل کنه و با نگاهی ملتمسانه به دستگاه تو دلش بگه
که اگه پول نمیدی جون هرکی دوست داری کارتم رو بده و بعد از دیدن جمله دستگاه
در حال شمارش وجه می باشد به ناگاه آرامش تمام وجودش رو فرا بگیره دقیقا مثل
فرود موفقیت آمیز هواپیما اونم در فرودگاه مشهد !!!

***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی میخواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه :)))

***
فقط یه ایرانی میتونه اول از دستشویی بیاد بیرون بعد زیپ و کمربندشو ببنده :

***
فقط یه ایرونی میتونه اینجوری آشپزی کنه و به نظرش هم آخر برنامه آشپزیه!
آشپزی سامان گلریز: ماهیتابه چدنی دسینی رو میذارید روی گاز پنج شعله سامسونگ که با ضمانت سام سرویس عرضه میشه,یه کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش و یا از کره اطلس طلایی استفاده کنید, دو تا هم تخم مرغ تلاونگ بندازید داخلش,اگر در حین کار خسته شدید میتونید از ماساژور شاندرمن استفاده کنید,دیدید که چه سریع یه غذای خوب آماده شد!
تا برنامه بعد همتون رو میسپارم به خدای بزرگ و بیمه سینا و ایران و دانا !!

***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی مامور آمارگیر میاد در خونه اشون،بگه شرمنده من اینجا مهمونم,صاحبخونه رفته مسافرت!

***
فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه

***
فقط یه ایرانی میتونه بـــــه نوشابـــــه "نارنـــجــی" بگــــه "زرد"!

***
فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه!

***
فقط یه ایرانی میتونه طوری زل زل نگات کنه تو خیابان که نفهمی خوشگلی یا زیپت بازه !

***
از هر 2 تا تبلیغ تلویزیون یکی تبلیغ بانکه ، ولی مردم هر روز فقیر تر میشند
از هر 2 روز هفته یکیش تعطیله اما باز مردم افسرده تر میشند
از هر 2 نفر توی خیابون یه نفر لیسانس داره اما باز مردم بیکار تر میشند
از هر 2 تا خونه یکیش نوسازه اما مردم باز بی خانمان تر میشند
از هر 2 نفر یکی دماغش رو عمل کرده اما باز قیافه ها زیبا نمیشند
از هر 2 نفر یکی حاجی شده اما باز مردم بی خدا تر میشند!

***
فقط یه ایرانی میتونه از بی قانـــونی مملکت بنـــالـــه,
اما موقــــع دعـــوا و درگیـــــری بگـــــه مملکت قانــــون داره!

***
فقط یه زن ایرانی
درباره زندگی دخترش میگه: شوهرش خیلی خوبه همش میبرتش مسافرت و تو خونه هم خیلی کمکش میکنه حتی پوشک بچه را هم خودش عوض میکنه ، دخترم خوشبخت شد واقعا!
درباره زندگی پسرش میگه:بیچاره هر چی پول در میاره باید خرج سفرهای خانم کنه!
از سر کار هم که خسته میاد خونه خانمش کلی ازش کار میکشه حتی زورش میاد پوشک بچشو خودش عوض کنه، پسرم بد بخت شد واقعا!!!

***
اینجا ایران است :
کارت شارژیو که مغازه دار4700میخره و ما 5500میخریم و 4900 شارژ میکنه بهش میگن 5000 تومنی !!!

***
فقط یه معلم ایرانی میتونه (البته از نوع اول دبستانی) برای ترسوندن دانش آموزاش و زود خوابیدن اونا بهشون بگه:من رفتارای شما رو تو خونه با دوربین میبینم!:)))

***
فقط یه کارخونه ایرانـــی می تونـــــه بهــــت یه بستـــــه هوا بــــده که توش چــند تا دوونـــه چیپس هم اشانتـــــــــیون باشــــــــه!

***
فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی هرچی صبر می‌کنه می‌بینه همش آخره صفه!

***
اینجا ایران است یعنی:
ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟

ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین؟ چنده؟

***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی توی مهمونی یا عروسی آب خوردن گیرش نیاد،
قرص قندش رو با یک لیوان نوشابه بخوره!

***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی تو ایرانه همش دنبال جانی واکر و شراب فرانسوی و
رستورانای مکزیکی و ایتالیایی باشه،
بعد وقتی رفت خارج در به در بگرده دنبال دوغ آبعلی و شراب شیراز و شربت سکنجبین
و رب یک و یک !
***
فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه
که ببیــنـه قفل شده یا نه!



نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیستم فروردین 1391

 



  طنز نوشته های 91
 

این شعر به صورت عمودی و افقی یک جور خوانده می‌شود (ماتریس متقارن ادبی)

از چهره افروخته گل را مشکن!

افروخته رخ مرو تو دیگر به چمن!

گل را تو دگر مکن خجل ای مه من !

مشکن به چمن ای مه من قدر سخن !

 



نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391

 



  طنز:
 

تفاوت زمین خوردن دخترا وپسرا!

 

 

پسر در حال دویدن...
زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
.
.
.
.
.
دختر در حال راه رفتن…
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!



:: برچسب‌ها: تفاوت زمین خوردن دخترا وپسرا

نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391

 



  خوردورهای پلیس ایرانی از ابتدا تا به امروز
 

سير تحول خودروهاي پليس راهنمايي و رانندگي طي 70سال اخير جالب است. از دهه 1320 كه خودروهاي آلماني، انگليسي و آمريكايي به خدمت شهرباني كل كشور درآمدند تا امروزكه از بنز، پژو و زانتيا براي كارهاي مربوطه استفاده مي‌شود.


شايد كمتر كسي به نوع خودروها و تجهيزات به كار رفته در آنها توجه كرده باشد ولي آنچه مسلم است اينكه صرف‌نظر از قدمت طولاني استفاده از خودرو در اين بخش تنها ظرف چند سال اخير شاهد ارتقاي تجهيزات در اين خودروها بوده‌ايم به عبارت ديگر خودروهاي پليس شايد بيش از 60 سال جز به چراغ‌هاي گردان، بي‌سيم و بلندگو به چيز ديگري مجهز نبوده‌اند اما امروز به سيستم‌هايي نظير دوربين‌هاي خودكار، دستگاه‌هاي GPS، لوازم تشخيص مصرف نوشابه‌هاي الكلي توسط رانندگان، امكانات رايانه‌اي و ... تجهيز شده‌اند. در ادامه به سير تحول اين خودروها اشاره مي‌كنيم.

دهه ۱۳۲۰

مدلی از بنز قديمي، حدود 67 سال پيش يعني در سال 1940 ميلادي ساخته و براي به كارگيري در شهرباني روانه تهران شد. در آن روزگار هنوز خودروهاي پليس به چرا‌غ‌هاي گردان، بي‌سيم و بلندگو مجهز نشده بودند.

دهه ۱۳۳۰

فولكس‌واگن قورباغه‌اي شكل با دو رنگ مشكي و سفيد كه به يك چراغ‌گردان آبي‌رنگ و يك دستگاه بي‌سيم با برد محدود مجهز شده بود از جمله وسايل نقليه مورد استفاده پليس راهنمايي و رانندگي در آن زمان بود. اين خودرو هم‌اكنون در پاركينگ نيروي انتظامي خاك مي‌خورد.

 

خودرو ديگري كه در اين دهه به كار گرفته شد، بنز بود. در اين دو دهه شهرباني كل كشور تقريباً تمام دوران حكومت پهلوي اول و ابتداي دوره پهلوي دوم را با خودروهاي آلماني سپري كرد.

دهه ۱۳۴۰

هه 1340 را بايد تقريباً آغاز دوباره ورود خودروهاي آمريكايي به اين عرصه دانست دوج‌هاي كرنت شش‌سيلندر ساخت كشور آمريكا با پلاك‌هاي سه‌رقمي دست‌نويس كه حداكثر سرعت آنها به 200 كيلومتر در ساعت مي‌رسيد از سال 1346 تا 1354 مورد استفاده قرار گرفتند. دوج كرنت داراي يك بلندگوي كوچك بود كه بر روي گلگير جلو و كنار كاپوت نصب مي‌شد و مجهز به يك بي‌سيم دستي، چند پروژكتور و يك چراغ گردان ثابت بود.

دهه 40 همان دهه‌اي است كه افسران زن با موتورسيكلت در سطح شهر تهران تردد مي‌كردند (سال 1346) و ضمن راهنمايي خودروها بعضاً آنها را جريمه نيز مي‌كردند.

دهه ۱۳۵۰

در تمام دهه 1350 در كنار لندرور انگليسي خودروهاي آمريكايي بيوك، شورولت رويال و بنز230 به كار گرفته شدند.بنز230 با چراغ‌هاي جلو عمودي شش‌سيلندر بودند و حداكثر سرعت آنها براي اين كار 220 كيلومتر در ساعت تنظيم شده بود اين خودروهاي آلماني از سال 1350 تا 1356 در شهرباني ايران خدمت كردند.

بنزهاي 230 پليس بر روي سقف خود و در وسط آن داراي يك بلندگو بودند كه با اهرمي از داخل اتاق به سمت چپ و راست حركت مي‌كرد. پلاك اين خودروها نيز دست‌نويس و چهاررقمي بودند. اين خودرو هم همچون دوج كرنت از يك بي‌سيم بلندگو و بي‌سيم موتورلا آمريكايي بهره مي‌جست.

از رنجرور انگليسي كه داراي هشت‌سيلندر و توان حداكثر سرعت 200 كيلومتر در ساعت بود از سال 1354 تا سال 1359 در مناطق كوهستاني و برف‌گير استفاده شد رنجرورها مجهز به كولرهاي سقفي بودند ولي در همان سال‌ها يك دستورالعمل قانوني در حال تبديل‌كردن خودروهاي پليس به شورولت رويال بود. براساس آن دستورالعمل دستگاه‌هاي دولتي و نظامي ملزم شده بودند از كالاهاي ساخت داخل استفاده كنند و از آنجا كه شورولت آمريكايي در ايران مونتاژ مي‌شد بنابراين از سال 1356 تا سال 1362 از اين خودرو شش‌سيلندر با توان رسيدن به سرعت 220 كيلومتر در ساعت استفاده شد.

دهه ۱۳۶۰


بنز 250 هم از جمله خودروهايي بود كه در دهه‌هاي 50 تا 70 مورد استفاده پليس قرار گرفت. اين خودرو آلماني شش سيلندر بود و با چراغ‌هاي افقي قادر بود 200 كيلومتر در ساعت را بپيمايد.

بنزهاي 250 كه اول به صورت دنده فرمان (دنده رول) بودند بعدها انواع گيربكسي آن هم وارد كشور شد و مورد استفاده قرار گرفت.

دهه ۱۳۷۰


اما دهه 1370 را بايد زمان ورود خودروهاي شرقي به ناوگان پليس دانست به طوري كه كم‌كم سروكله تويوتا كريسيدا ژاپني هم پيدا شد اين خودرو چهارسيلندر بود و قادر بود 200 كيلومتر مسافت را طي يك ساعت بپيمايد.

از تويوتا كريسيدا بين سال‌هاي 1370 تا 1379 استفاده شد.اواسط دهه 70 يعني از سال 1374 به بعد پاجرو هم آمد و مورد استفاده پليس راه كشور قرار گرفت. پاجرو ژاپني شش‌سيلندر بود و 200 كيلومتر در ساعت سرعت مي‌گرفت.

دهه ۱۳۸۰

دهه 1380 عصر به كارگيري خودروهاي سمند، زانتيا، پژو206 و بنز240E.خودروهايي كه به ايربگ، سيستم‌هاي ترمزABS و بي‌سيم‌هاي دوربرد و بلندگوهاي پيشرفته آمريكايي، رايانه و امكانات ماهواره‌اي مجهز شده‌اند.

منبع : گروه اینترنتی سالی



:: برچسب‌ها: خوردورهای پلیس ایرانی از ابتدا تا به امروز, سير تحول خودروهاي پليس راهنمايي و رانندگي, بنز, پژو و زانتيا

نوشته شده توسط محسن در شنبه بیست و چهارم دی 1390

 



  ویروس پَ ن پَ به اینجاهم رسید
 
رفتیم کوه ... دارم چوب جمع میکنم ...
میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پَ نه پَ،پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت ...

دوستم میگه امروز چندمه ؟
میگم یکم
میگه یکم مرداد ؟
پَ نه پَ، امروز یکم فروردینه ... عیدت مبارک عمو جون یه بوس بده....

بسته سیگارمو گرفته که از توش سیگار برداره ... میگه اِ اِ اِ همین یه نخه ؟
پَ نه پَ این یه دونه چشم گذاشته، بقیه رفتن قایم شدن !

به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو ... میگه روشنش کنم ؟
پَ نه پَ، تو بزن دو ... من هُل میدم روشن شه ....

دارم به خواهر زادم دیکته میگم ... رسیده آخر خط میگه دایی برم سر خط ؟!
پَ نه پَ بقیشو رو فرش بنویس !


با دوستم رفتیم بام تهران ... یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت ...
دوستم میگه اگه این کش پاره بشه می خوره زمین داغون می شه؟
پَ نه پَ، می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره ...


رفتم به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟
می گه می خوای غذا درست کنی؟
پَ نه پَ ، می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره!!


رفتم دندونپزشکی به دکتره میگم آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده ... اومدم حسابشو برسی!
دکتره میگه یعنی میگی بکشمش؟!
پَ نه پَ ، گفتم دکتری ، یکم نصیحتش کنی بلکه به راه راست هدایت شه!!!!


آخرین نفر تو صف نون وایسادم ... زنه اومده میگه نفر اخری؟
پَ نه پَ نفر اولم چون اوسکلم اینجا وایسادم!!!!

رفتم در خونه رفيقم ...
از پشت آيفون ميگه ... تنهايی؟
پَ نه پَ ، خونه محاصره ست ... بهتره خودتو تسليم كنی ..


نوشته شده توسط محسن در شنبه سی ام مهر 1390

 



  نمناکترین پنجره...
 
  وقتی قلبم ازپشت نمناکترین پنجره به تو نگاه کرد، باورش نمیشد با تو یکی میشود،انگارگوشه خوابهای نداشته اش جا ماند،روی بی وزنی ثانیه ها، با کوله باری ازحسرت پرازداشتن توشدوبه آسمان قول داد قدمهایت راستاره باران کند، آنقدر غرق آمدنهای تو شد که اکنون رفتنت را باورنمیکند، آنقدرکنارخنده هایت جشن گرفت که دلتنگی این روزهایی که نیستی رایاد نگرفت و آنقدرعاشق تو شد که به تمام شدن ثانیه هافکرنکرد، سنجاقکهایش برای باتو بودن بی تابی میکردند و تو خیال پروانه شدنش را گوشه تنهایی ات ساختی و او میان پیله تنهایی اش خسته شد.کاش سال وماه باتوبودن را گوشه دیوارمی نوشت تا برای با تو بودن به دنبال کلید درهای بسته روبرویش نمی گشت،باورکن اگربداند دلت را خسته کرده با اشکهایی که فقط برای تو می چکند، خیس میشود و میان بی سرانجامی کوچه پس کوچه های غربت می میرد، با ترنم نرگسهایی که به او دادی تو را صدا میزند و با دلسپردگی دلش میسازد،اما تو هنوزبرای بااو بودن به دنبال بهانه ای ودوست داشتنی را که یادش دادی ازیادبرده ای،باورکن او قدمهایش راباپلکهای ماه هماهنگ کرده تا مبادا به ستاره ها چشم بدوزی و مشتری لبخندهایت رابین تاریکی شبها تنهارهاکنی، بگذار میان این همه راه که برای با تو بودن ساخته همدل دلت باشد،تنهاست،تو تنهایش نگذار...

حرف دلی از"انار"




نوشته شده توسط محسن در دوشنبه هفدهم مرداد 1390

 



  ماه رمضان...
 


خداگوید:
تو ای زیباتر ازخورشیدزیبایم...
تو ای والاترین مهمان دنیایم...
بدان آغوش من بازاست،شروع کن!...
یک قدم باتو،تمام گامهای مانده اش بامن...

"فرارسیدن ماه پربرکت رمضان مبارک باد"

*التماس دعا*



نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390

 



  سلام به همهءمعلم های زندگی...
 
ورود هیچ کسی به زندگی ما بی دلیل و تصادفی نیست. هر کسی برای آموختن درسی وارد زندگی ما می شود. به راستی همین طور است! هیچ چیز در دنیا تصادفی و بی دلیل نیست...




.:: ادامه ی مطلب ::.

نوشته شده توسط محسن در سه شنبه چهارم مرداد 1390

 



  طنز!
 
به نظرشماوقتی دوتاگربه باهم ازدواج میکنن چه اتفاقاتی میتونه براشون رخ بده؟! نگاه کنید، جالبه!...



.:: ادامه ی مطلب ::.

نوشته شده توسط محسن در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390

 



  روانشناسی میوه ها!
 


فرض كنيد ظرفى پر از انواع ميوه هاى مختلف،شامل: سیب-پرتقال-هلو-گلابی-گیلاس-موز-نارگیل-انگورسیاه-آناناس،جلوی شماست!ميوه مورد علاقه تان را برداريد ولى دقت كنيد! ممكن است با انتخاب اين ميوه اسرار و رموز شخصيت شما به سرعت فاش شود. در حقيقت اين تست روانشناسى به سادگى نشان مى دهد كه شخصيت افراد مختلف نسبت به انتخاب ميوه مورد علاقه شان چگونه است...



.:: ادامه ی مطلب ::.

نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390

 



  مسافر...
 

هزار بار عاشقت شدم مسافر نرسيده...

هزار بار غبار از پنجره گرفتم تا از دور آمدنت را ببينم و با يك سبد عطر شب به استقبال قدمهاي سبك سحر وار سحری ات بشتابم.تو كه ميداني،با آمدنت،از گريه هاي آرامم ،آرام اقيانوس زلالي خلق مي شود كه هر خسته مي تواند يك تكه از آن را به رسم آيينگي با خود به خانه ببرد...

هزار بار،باران كه باريد پا به پايش باريدم تا تنم خالي از غبار،معطر و متين،شايستهءپذيرايي ات گردد، تو كه مي داني حتي تن نيز تقدس يافت در اين انتظار،چنان پاكيزه و پا لوده كه وسعتي و فرصتي براي تبلور و انعكاس آفتاب. تو كه مي داني،تن هم همه معنا شد در اين انتظار...

از تو معنا يافتم،بيا كه در افق آغوشت،ستاره ستاره سرود روشني بخوانم،بيا كه از تبسمت تازه شوم،طلوع كنم،بيا شقايق شيدا،تنها توبه اندازهءشيدايي من،عاشقي،تنهاتوباعشقم هم اندازه ای... 

هزار بار با هزار گوش،آواز هزار را شنيدم تا ازهواي اهورايي ات پر شوم بيا اهوراي ازعشق احمر،بيا كه من هميشه هزار بار عاشقت مي مانم،بيا نازنينم،بياو گلباران كن لحظه هايم را،بياتا از حلاوت حلول نگاهت بر نگاهم خمار خستگي از اين چشمان خيس منتظر بيرون رود...



نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390

 



  انتظار...
 



کدام جمعه دعا مستجاب خواهدشد؟      سوار صاعقه پا در رکاب خواهدشد؟
                          
          کدام جمعه ز تأثیر تابش خورشید      دلی که یخ زده آب خواهدشد؟...



.:: ادامه ی مطلب ::.

نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و چهارم تیر 1390

 



  زیر گنبد کبود...
 
زیر گنبد کبود جز من و خدا کسی نبود،

روزگار روبه راه بود،
هیچ چیز نه سفید و نه سیاه بود
با وجود این ، مثل اینکه چیزی اشتباه بود

زیر گنبد کبود
بازی خدا نیمه کاره مانده بود
واژه ای نبود و هیچ کس
شعری از خدا نخوانده بود

تا که او مرا برای بازی خودش انتخاب کرد
توی گوش من یواش گفت:
تو دعای کوچک منی بعد هم مرا مستجاب کرد

پرده ها کنار رفت
خود به خود با شروع بازی خدا،
عشق افتتاح شد

سالهاست اسم بازی من و خدا زندگی ست

هیچ چیز مثل بازی قشنگ ما عجیب نیست
بازی ای که ساده است و سخت،
مثل بازی بهار با درخت

با خدا طرف شدن کار مشکلی ست
زندگی ، بازی خدا و یک عروسک گلی ست...

وقتی خدا داشت ما رو به این دنیا می فرستاد بهمون گفته بود که ممکنه غصه بخورین، دلشکسته بشین و یه وقتایی زندگی بهتون سخت بگیره اما زندگی فقط یه بازیه هروقت ازاین بازی ناامید شدین فقط کافیه به آسمون نگاه کنین و صدام کنین

((آنار))



نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیستم تیر 1390

 



  خدای من
 

خدای من: باتوکمبودها و دلتنگی هایم را روی گلبرگ های خیس یاس رها کردم تازمین آنها را درآغوش گیردوبه اعماق ببرد تا دیگراحساس نشوند.باتوتمامی نداشته هایی که آرزوی داشتنشان یک لحظه رهایم نمی کرد راروی بال پرنده های مهاجرگذاشتم تاباکوچشان آنهارابه سرزمین دیگرببرند.
باتوهمهء بی وفایی های روزگار راروی شنهای ساحل نوشتم تاموج های دریا آنها را بشوید و پاک کند. باتو من باغبان مزرعهء مهربانی شده ام و پاشیدن بذرمحبت بهترین سرگرمی ام شده است،دیگر در فریادهایم بغض نیست،خندهء لبهایم به تلخی نمی شیند ودیگر حسرتی درعمق نگاهم دیده نمی شود.دیگرخبری از نگاه های سرزنش آمیزعقل به دل نیست وقتی لرزشش به خاطر نگاه توست...
مهربانا: باتوقدرت پرواز به بیکرانه هارا دارم،باتوعاشق زیستنم،عاشق لبخند زدن،به افق رفتن وآسمانی شدنم.
خدای من: من نجواهایم راباتو دوست دارم،باتوبرچسب بطلان زدن بر نظریه های پوچ نا امیدی راخوب بلدم وخواسته هایم تنها با نگاه کریمانهءتوست که رنگ اجابت به خود می گیرند،پس مرا هرگز ازبارگاه پراز عشق خود دور مساز ای بخشندهء بی منت...

((آسمان))



نوشته شده توسط محسن در یکشنبه نوزدهم تیر 1390

 



  دلسوخته از کار جهانم یارب!
 
دلسوخته از کار جهانم یارب!

یارب! مددی زار نمانم یارب!

زد عشق تو آتشی به جانم یارب!

هم صبر ستاند و هم توانم یارب!

"یارب مددی نما که بی تاب شدم یک بار دگر شب شد و بی خواب شدم"

سنگی شده این دل که بلوری بوده است

خاموش شد این دیده که نوری بوده است

این دل که پر از صفا و شوری بوده است

کی لایق مبتلا به دوری بوده است؟

"یا رب تو مرا ز درگهت دور مکن مشتاق تو ام خدا، مرا کور مکن"

در سینه غم کار جهان دارم من

در دیده نگاهی نگران دارم من

در دل اگر از درد نشان دارم من

شادم که خدای مهربان دارم من

"صحرای دلم تشنه ی چشمان تو شد چشمان دلم چشمه ی جوشان تو شد"

با دیده چه سازم که در او خوابش نیست؟

دل را چه کنم؟ دل که دمی تابش نیست؟

خشکیده کویر دل من، آبش نیست

وین ظلمت شبهام که مهتابش نیست

"امروز که عاشق شده ام یارم باش زخمی شده ام بیا و تیمارم باش"

هر آینه سر، خاکِ درِکوی تو شد

سررشته ی هرخواسته گیسویِ تو شد

با آنکه گریزان ز دلم روی تو شد،

هر دم نفسم شدی و دل سوی ِ تو شد

"در عشقِ تو چون شمعِ شبِ تارم من دلسوخته در حسرت دیدارم من"

می سوزم و زین سوختنم باکم نیست

در کار غمت جز دل صد چاکم نیست

در سر بجز اندیشه ی افلاکم نیست،

در دست بجز اندکی از خاکم نیست

"یارب!تو مرا غنی ز دیدارت کن باز آ و عیادتی ز بیمارت کن"

ای عشق! شدی دلیل شیدایی دل

حالا چه کنم با تو و رسوایی دل؟

رفتند و گذشتند ز بی تابی دل

من ماندم و سوزِغم و تنهایی دل

"از دوست بجز داغِ غمی بر دل نیست امروز بجز سوختنی حاصل نیست"

یک روزمراصدا به هم خویش زدند

فرداش همانان به دلم نیش زدند

آن مدعیان که دم ز حق بیش زدند،

یک مشت نمک به این دل ریش زدند

"تنها تو به شوق دل ما مشتاقی باقی همه رفتند، تویی الباقی!"

امشب دل من حال خدایی دارد

اشک در دیده ی من میلِ رهایی دارد

کس نداند که شکستن چه صدایی دارد

یا که دلتنگی عاشق چه بهایی دارد

...یارب!همه دلتنگی ما می دانی یارب! تو بگو که با صبا می مانی

* التماس دعا *




نوشته شده توسط محسن در دوشنبه سیزدهم تیر 1390

 




 
 

 

 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by fardiran This Template  By Theme-Designer.Com